صادق چوبک و عادت های چریکی اش

به گزارش وبلاگ طراحی ویلا، روزنامه شرق - نادر شهریوری (صدقی): رفتار و کردار بسیاری از تیپ های داستانی چوبک بر عادت مبتنی است. بسیاری از آنان نمی توانند خود را از تکرار هر روزه کار هایی که به اخلاقشان بدل شده و بخشی از هویتشان شده نجات دهند.

صادق چوبک و عادت های چریکی اش

چوبک به عکاسی علاقه مند بود، در معدود عکس هایی که از وی موجود است، عکسی هست با دوربینی در دست چوبک که در سال 1373 برداشته شده است. دوربینی که در دست چوبک است Rolleiflex ساخت آلمان است که این روز ها پیدا نمی شود.

چوبک می گفت: این دوربین را در سال 1963 میلادی در مونیخ خریدم. بعد هم کلی وسایل دیگر عکاسی، از دوربین گرفته تا مواد شیمیایی در لندن تهیه کردم و با خودم به ایران بردم. گفتم توی روستا ها و شهر ها راه می افتم و از آدم های کوچه و بازار عکس می گیرم.1

بسیاری از داستان های چوبک شباهت به عکس دریافت*، حتی عکس دریافتی فوری دارد، زیرا کل داستان سریع اتفاق می افتد و انتها می پذیرد و نویسنده آن را به شیوه ای آشکارا رئالیستی انعکاس می دهد. مانند سارق قالپاق که داستان نوجوانی است که می کوشد قالپاق ماشینی را بسارقد، اگرچه قالپاق ماشین چیز بی ارزشی است، اما سارق نوجوان هنوز آن قدر حرفه ای نشده که سارقیِ پرسودتری کند، اما در این کار نیز ناپیروز است، چون مردم سر می رسند و او را کتک می زنند و داستان فورا انتها می پذیرد. بدون آنکه احتیاج به تأویل و تفسیر باشد.

عکس دریافت با دوربین اگرچه به علاقه شخصی چوبک برای به تصویر درآوردن جهان پیرامون برمی شود، اما در عین حال شامل گوشه ای از ایده های وی به عنوان نویسنده ای خلاق نیز است. به نظر چوبک جهان چنان که هست، بدون دخالت نویسنده باید به نمایش درآید.

این کوشش به عکس دریافت شباهت دارد، اما نه آن عکاسی که جهان اجتماعی را تحت سیطره خود درآورده بلکه عکس دریافت از جهانی که آدم هایش، تک به تک چنان در عادت های خود غرق اند که نویسنده می تواند خود را فراموش کند. خود فراموشی نویسنده یا همان غیبت وی که همزمان با کمترین دخالتش در متن صورت می پذیرد در سبک خود را در حذف دانای کل نمایان می سازد تا داستان با توصیف و تبادل نظر به سیر طبیعی خود ادامه دهد.

عادت در جهان داستانی چوبک وجهی غالب است، رفتار و کردار بسیاری از تیپ های داستانی چوبک بر عادت مبتنی است. بسیاری از آنان نمی توانند خود را از تکرار هر روزه کار هایی که به اخلاقشان بدل شده و بخشی از هویتشان شده نجات دهند.

عادت به تکرار و خو کردن به آن در برخی از شخصیت های چوبک شکلی مضحک و غم انگیز پیدا می نماید. داستان کوتاه مسیو الیاس نمونه ای از آن است. در این داستان چوبک به رفتار کارمند پاک دست و امانتدار اداره مالیه آمیرزا محمودخان می پردازد که مهم ترین عادتش در زندگی غصه خوردن است: از بس غصه مردم خورده بود یک نوع مالیخولیا به هم زده و مثل دوک لاغر شده بود. تو کوچه، تو اداره، تو سلمانی، تو حمام، تو مطب دکتر، هر دوست و آشنایی که به چنگش می افتاد، بیخ خرش می چسبید و آنقدر از بیچارگی و بدبختی مردم می نالید که سرش را می برد.2

جهان چوبک، جهان به هم پیوسته ای است. کوشش وی همه آن است که جهان را با همه پیوستگی اش چنان که هست به نمایش درآورد، در این پیوستگی میان موجودات جهان، چندان تمایزی وجود ندارد، زیرا آنچه آنان را به کوشش و تکاپو می کشاند طبیعت و عادتشان است.

در داستان کوتاه قفس چوبک به اوقات روزانه مرغ و خروس های داخل قفس می پردازد که هر روز برحسب عادت منتظر اویند: دستی سیاه، سوخته، چرکین و پینه بسته مدام در کمال سنگ دلی، خشم و بی اعتنایی، مانند اهریمنی شوم به قفس می آید، بالای سر مرغ و خروس ها حرکت می نماید، دانه دانه آن ها را انتخاب می نماید و بیرون قفس با کاردی تیز و کهنه گلویشان را می درد.3

غلبه عادت در مرغ و خروس داخل قفس تا بدان حد است که هیچ صدایی از آن ها درنمی آید، فریادی نمی کشند و پر و بالی هم نمی زنند تا لااقل دست سیاه و سوخته ای که سرنوشتشان را رقم می زند به لرزه افتد. چوبک در داستان تمثیلی قفس ناتوانی از رهایی از جبر محیط را نمایان می سازد. او در قفس اگرچه به زندگی و سرنوشت مرغ و خروس داخل قفس می پردازد، اما در عین حال اشاره ای تمثیل گونه به سرنوشت جامعه ای دارد که رهایی از قفس و حتی کوشش برای آن را عبث و بی فایده تلقی می نماید.

جهان داستانی چوبک البته جهانی فاقد معنا است، آنچه جهان را بی معنا می نماید عادت است که از خوی، سرشت، و غریزه طبیعی نشئت می گیرد و در هر حال فاقد مازادی بر طبیعت است که بتواند در خواست اراده تجلی پیدا کند. . اگر بپذیریم که عادت جهان را فاقد معنا می نماید به طور قطع به این دلیل است که با قراردادن مجموعه ای از حرکات اتوماتیک، به جای حرکاتی که پیش تر بیانگر نوعی خواست و اراده بوده اند، انسان فاقد افعال مؤثر می شود.4

خودریافتی شدید و یا همان عادت را می توان در داستان بلند انتری که لوطی اش مرده بود مشاهده کنیم. چوبک در این داستان با تسلط ویژه و در عین حال نثری روان به رفتار انتری می پردازد که لوطی اش مرده است.

داستان با مرگ لوطی جهان آغاز می شود. مخمل (انتر) که منتظر بود لوطیَ اش از خواب بیدار شود به تدریج درمی یابد که او مرده است. در ابتدا مخمل از اینکه لوطی اش مرده، خوشحال می شود، چون خود را آزاد می بیند به خصوص آنکه از لوطی اش دلِ پری داشت: مخمل از دست لوطی اش دل پری داشت، زیرا هیچ کاری نبود که او بی تهدید آن را از مخمل بخواهد.

جهان (لوطی) در آن وقت که از دست همکاران و خرمگس های معرکه اش برزخ می شد، تلاقی اش را سر مخمل درمی آورد و با خیزران و چک و لگد و زنجیر او را کتک می زد و هرچه ناسزا به ذهنش می آمد می گفت و مخمل هم فحش های لوطی اش را می شناخت و آهنگ تهدیدآمیز آن ها به گوشش آشنا بود.5

در ابتدا مخمل خوشحال از آزادی، سر زنجیرش را از زمین پاره می نماید و به این طرف و آن طرف می رود تا جهان بدون آقا بالاسر - بدون لوطی- را تجربه کند، اما این حال اولیه در ابتدا به سرگردانی و سپس به بی پناهی منتهی می شود و پس از مدتی مخمل درمی یابد که از چاله به چاه افتاده است و حتی بقایش که با بودن لوطی تامین می شد در معرض تهدید قرار می گیرد. اکنون دیگر کاملا خسته و مانده بود از همه جا ناامید بود. هر جا رفته بود رانده شده بود. تنش مورمور می کرد. دست و پایش کوفته شده بود. راه رفتن دیروز و تشویش و بی دردی و زندگی نامانوس امروز از پا درش آورده بود.6

گریز از آزادی نه فقط تم انتری که لوطی اش مرده بود است بلکه تقریبا در تمامی داستان های چوبک به مضمونی اصلی بدل می شود. اما آنچه به ویژه شرایط مخمل را تراژیک تر می نماید آن است که او پس از آزادی سرنوشتی بدتر پیدا می نماید.

مرگ لوطی به او آزادی نداده بود. فرار هم ننموده بود. تنها فشار و وزن زنجیر زیادتر شده بود.7 و اصلا این کشش و سنگینی زنجیر بود که نیرویش را برای هر اقدام موثری سلب نموده بود، هرچند که ظاهرا این او بود که زنجیرش را به دنبال می کشانید، اما در اصل این زنجیر بود که او را می کشانید.8

تنها داستانی که در میان آثار چوبک اثری متفاوت است تنگسیر است. در این داستان از فضای تاریک و رعب آور داستان های چوبک خبری نیست. داستان تنگسیر به خوشی انتها می پذیرد و در نهایت زارمحمد به همراه همسر و فرزندش پیروز می شود بعد از انتقام از کسانی که تمامی سرمایه اش را بالا کشیده اند، از مهلکه جان سالم به در ببرد.

در تنگسیر برخلاف داستان های دیگر چوبک با مفاهیمی تازه در ادبیات چوبک روبه رو می شویم. مفاهیمی که مازاد بر طبیعت اند مانند شرافت، آبرو و حتی مرگ: هیچ چیز نیس که به قد شرف و حیثیت آدم برابر باشد... حتا زن و بچه آدم درسه که چشمشون به دس ماس و ما باید به فکرشون باشیم و زیر بال و پر خودمون عظیمشون کنیم، اما نه با بی آبرویی، این خوبه که فردا که بچه هامون عظیم شدن مردم بشون بگن، باباتون نامرد بود.9

تفاوت مهم دیگر تنگسیر با داستان های دیگر چوبک مسئله مرگ است. مرگ در ادبیات چوبک امری طبیعی (ناتورال) است که با آمدنش زندگی انتها می پذیرد و در اساس معنایی ندارد در حالی که در تنگسیر زندگی در رویارویی با مرگ است که معنا پیدا می نماید.

در تنگسیر مرگ حضوری دائمی دارد و این حضور به زندگی زارمحمد معنا می دهد و حتی عشق او به زندگی و خانواده و دوستانش را بیشتر می نماید. به بیانی دیگر هستی زارمحمد تنها با حضور نیستی استمرار می یابد: این دیالکتیک کاری است خلاف عادت در آثار چوبک.

پی نوشت ها:

ناتورالیسم تنها مشخصه آثار چوبک نیست. ساخت مدرن از جمله ویژگی های آثار چوبک است: ساخت مدرن داستان های او به همراه نثر روان و توصیف درگیری های ذهنی و حالات درونی شخصیت ها به قدری شگرف است که کمتر نویسنده ای را می توان یافت بدین قدرت و خلاقیت از توان نوشتن دست یازیده باشد (کاوه گوهرین به نقل از مقدمه انتری که لوطی اش مرده بود).

* عکس دریافت چوبک بدون زاویه دید و غیرتاریخی صورت می گیرد. عکاسی در تصویرسازی تاریخ حکایت از آن دارد که رخداد های مهم آن هایی هستند که می توان به تصویرشان کشید و از این رو تاریخ بدل به صحنه نمایش می شود. (بایگانی و تن، آلن سکولا، ترجمه مهران مهاجر) در چوبک رخدادی مهم شکل نمی گیرد.

1) رضا استخریان به نقل از بر خاکستر ققنوس، محمدرضا رهبریان

2) مسیو الیاس، چوبک

3) قفس، چوبک

4) نشانه شناسی در آثار چوبک، لیلا صادقی

5، 6، 7، 8) انتری که لوطی اش مرده بود، چوبک

9) تنگسیر، چوبک

منبع: برترین ها

به "صادق چوبک و عادت های چریکی اش" امتیاز دهید

1 کاربر به "صادق چوبک و عادت های چریکی اش" امتیاز داده است | 3 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "صادق چوبک و عادت های چریکی اش"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید